سيد حسن مير جهانى طباطبائى
513
جنة العاصمة ( فارسي )
و بزرگ دين بود در سخنرانى ، و از حق خالص پرده برداشت ، و ششهاى آنها كه مانند شترهاى مست از آن كف بر لب مىآوردند از حلقومشان بيرون آورد ، و اشخاص رذل و پست شيطانصفت بىاصل و نسب را از پا درآورد ، تا اينكه شماها به زبانهايتان لا إله إلّا اللّه گفتيد ، و گرههاى كفر و شرك و نفاق را باز كرديد به سبب چند نفرى از مؤمنهاى سفيدرو كه در اثر روزه داشتن به گرسنگى مىگذرانيدند ( مراد اهل بيت و خاصّان آن حضرتند ) در حالى كه در آن وقت شماها در اثر كفر و شرك و بىايمانى در كنار جهنّم بوديد ، و فرصت داشتيد كه سلب نمىكردند شما را مردمان به آسانى از حيث كمى و كوچكى ، و در زير پاها بوديد يعنى خيلى پست و ناچيز بوديد ، و آب بارانى كه شتر در آنها بول كرده و در آن پشكل انداخته بود مىآشاميديد ، و پوست دبّاغى نشده را مىخورديد . اين فرمايش كنايه است از خباثت مشرب و خشونت خوراك آنها ، بعلّت اينكه نمىدانستند امر دنياى خود را چگونه اداره كنند ، و احتياج و بينوائى ايشان زياد بود ، و شمارهء ايشان كم ، و از دشمنان مىترسيدند ، و به ذلّت و خوارى زندگى مىكردند ، و ترسناك بودند از اينكه آنها را از خود دور كنند ، و اين رنج بزرگى بود براى آنها . و پس از آنكه مبتلا بوديد در دست شجاعانى بىپروا از گرگهاى عرب و متمرّدين يهود و نصارى و مجوس و سركشهاى متكبّر تجاوزكننده از حد ، كه هر چه آتش جنگ را مىافروختند خدا آن را خاموش مىكرد . و ستارهاى كه درآمده بود و شيطان آنها را قوّت داده بود ، و مشركين دهانهاى خود را باز كرده بود به تعدّى و تجاوزكننده . در داهيههاى بزرگ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله برادرش على را مىفرستاد براى دفع آن ، و او را در معرض مهالك قرار مىداد ، و او به قهر و غلبه بر آنها غالب مىشد ، و به شمشير خود آتشهاى جنگ را فرومىنشانيد ، و در راه خدا خود را به تعب و رنج مىانداخت ، در حالى كه سيّد و آقاى اولياء خدا بود همّت مىگماشت و كوشش و جدّ و جهد خود را به كار مىبرد .